چقدر سخته
چقدر سخته تو چشماي كسي كه تمام عشقتو ازت دزديده
و به جاش يه زخم هميشگيو به قلبت هديه داد
زل بزني به جاي اينكه لبريز از كينه و نفرت بشي حس كني هنوزم دوستش داري
چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به ديواري تكيه بدي
كه يه بار زير آوار غرورش همه ي وجودت له شده
چقدر سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني
اما وقتي ديديش هیچ چيزي جز سلام نتوني بگي
چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه هاتو خيس كنه
اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوزم دوستش داري
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببيني
و هزار بار تو خودت بشكني و اونوقت آروم زير لب بگي
گل من باغچه ي نو مبارك
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم دی ۱۳۹۰ ساعت 9:41 توسط مرتضی نویدگلی
|
سلام دوستان دوباره اومدم به وبلاگم یه سرو سامانی بدم