رانده از هر جمع از هر جا شدی
دیدی ای دل عاقبت تنها شدی
ابرویت رفت رازت فاش شد
عاقبت ای مشت بسته وا شدی
کو؟؟؟!!!کدامین دست دستت را گرفت
بر زمین خوردی و تنها پـا شدی
روزهایت خاکی و خاکسری ست
گوشه گیر خلوت شبها شدی
اصل بودی ساده ی من صاف من!!!
کوچه گردی بی سرو بی پا شدی
روی دست دغدغه پرپر زدی
زیر بار بی قراری تـا شدی
گم شدن زخمی شدن بی کس شدن
این شدنها سخت بود اما شدی
گفته بودی می روم دریـا شوم
چاه ابی خشک در صحرا شدی
توبزرگی ای غم معصوم عشق
در دل تنگم چگونه جا شدی؟؟؟!!!